غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

97

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

تركها نبرد كرد و آنان را مقهور كرد . از اين رو او را اتوكراتور « 298 » ، يعنى به ضبط در آورندهء كل ، ناميدند . ماركوس پس از نه سال بمرد و كومودوس « 299 » پسرش جاى او نشست و او را خفه كردند . در اين وقت مردى به نام طيطانوس ظهور كرد . او به وجود عوالم بسيارى چون عالم ما معتقد بود . و مىگفت ازدواج همه‌اش زنا و شر است و همانا خوردن و آشاميدن و ازدواج كردن همه پس از مرگ است . همچنين در آسيا مردى به نام مونطاس ظهور كرد . او مىگفت كه او خود ، همان فارقليط « 300 » است كه مسيح وعده داده او را به اين جهان خواهد فرستاد . همچنين مردى ظهور كرد كه ابن ديصان « 301 » ناميده مىشد زيرا در ساحل نهر ديصان در شهر رها متولد شده بود . او مىگفت خورشيد پدر زندگى است و ماه مادر زندگى . در آغاز هر ماه مادر زندگى جامه خود را كه نور اوست بر تن مىكند و بر پدر زندگى داخل مىشود . پدر زندگى با او مجامعت مىكند ، از اين مجامعت ، فرزندانى به دنيا مىآورد كه جهان فرودين را به نمو و زيادت مدد مىكنند . پرتيناكس « 302 » قيصر او شش ماه حكومت كرد . روزى كه در مجلس خود نشسته بود به ناگهان به قتلش رسانيدند . سپيتيموس سوروس « 303 » قيصر هجده سال پادشاهى كرد « 304 » . در نخستين سال پادشاهىاش ميان يهود و سامريان فتنه‌اى عظيم برخاست و به جنگ يك ديگر قيام كردند و از دو فريق خلق بسيارى كشته شدند . از سال نهم پادشاهىاش تا پايان عمر خود به سركوبى مسيحيان و سختگيرى بر آنها پرداخت . آنان را واداشت كه در برابر بت سجده كنند و از ذبايح بت‌پرستان بخورند . در نبرد با صقلابها كشته شد .